کل تهدیگ رو گذاشت تو یه بشقاب. فکر کردم داره میبره سر میز که بقیه هم بخورن. اما، خورشت رو ریخت رو همهش و شروع کرد به خوردن. نگاش کردم، فهمید. گفت:
کل تهدیگ رو گذاشت تو یه بشقاب. فکر کردم داره میبره سر میز که بقیه هم بخورن. اما، خورشت رو ریخت رو همهش و شروع کرد به خوردن. نگاش کردم، فهمید. گفت: آااااااخه خیلی تهدیگ دوست دارم، تو خونه، همه تهدیگا مال منه. بچه نبودا، یه دختر ۳۵ ساله تکفرزند که با پدر و مادرش زندگی میکنه. ✍Havin_75 @Dtwitterbot 乙ɦÆƄz @Weedlashya🍁
Read the full story at weedlashya ↗