تو بانک، یکی از کارمندای بانک یه برگه داد به یه کارمند دیگه گفت: «یه پرینت از این بهم بده.» بعد یه لبخندی زد و در ادامه گفت: «از مرز خارج نشیا، کار این بنده خدا لنگ میمونه.»
تو بانک، یکی از کارمندای بانک یه برگه داد به یه کارمند دیگه گفت: «یه پرینت از این بهم بده.» بعد یه لبخندی زد و در ادامه گفت: «از مرز خارج نشیا، کار این بنده خدا لنگ میمونه.» 》خانومی که من باشم《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗