پسر بچه‌ی 8 ساله با مادرش وارد شد در حالیکه داشت با گوشی بازی می‌کرد! بهش گفتم گوشی رو به مامانت بده! زل زد تو چشام و ادامه داد! مادر گفت نمی‌تونه گوشی رو کنار بذاره! دقیق‌تر شدم دیدم بچه حسابی تیک داره! گردن می‌زنه، پلک می‌زنه، فک می‌زنه، پرتاب دست داره!

WEEDLASHYAneutral2026-09-01 14:17:39 UTC
AdYour ad here[email protected]

پسر بچه‌ی 8 ساله با مادرش وارد شد در حالیکه داشت با گوشی بازی می‌کرد! بهش گفتم گوشی رو به مامانت بده! زل زد تو چشام و ادامه داد! مادر گفت نمی‌تونه گوشی رو کنار بذاره! دقیق‌تر شدم دیدم بچه حسابی تیک داره! گردن می‌زنه، پلک می‌زنه، فک می‌زنه، پرتاب دست داره! به مادرش گفتم گوشی رو ازش بگیر (خواستم واکنش سنجی کنم) گوشی رو گرفت بچه شروع کرد به پراکنده گویی: بابام ولم کرده رفته بدبخت شدم! بعد یه کمد می‌خوام! بعد من اذیت نمی‌کنم و... مادر گفت: طلاق که گرفتیم پدرش قبولش نکرد منم با زور نگهش داشتم! سرش…

Read the full story at weedlashya ↗
AdYour ad here[email protected]