‌‏سرشار از بوی تنش بودم، طعم دهن و جای دست‌هاش در وجودم مثل نبض می‌زد، می‌کوبید، چیزی جادویی، آن جادوی ابدی که تمام زشتی‌ها، بدی‌ها و کژی‌های دنیا را از یادم می‌برد، خالص می‌شدم، شیشه می‌شدم و تنِ خود را در تن او می‌دیدم و او را از خودم عبور می‌دادم.

SIRNEWS2neutral2026-09-01 21:41:01 UTC
AdYour ad here[email protected]

‌‏سرشار از بوی تنش بودم، طعم دهن و جای دست‌هاش در وجودم مثل نبض می‌زد، می‌کوبید، چیزی جادویی، آن جادوی ابدی که تمام زشتی‌ها، بدی‌ها و کژی‌های دنیا را از یادم می‌برد، خالص می‌شدم، شیشه می‌شدم و تنِ خود را در تن او می‌دیدم و او را از خودم عبور می‌دادم. به کسی پناه برده بودم که دنیا را بر دوش داشت. 📚 سال بلوا 👤عباس معروفی LunaR @Sirnews2

Read the full story at sirnews2 ↗
AdYour ad here[email protected]