مردی که از عشقم میمرد و من وفادارانه 2سال منتظر نشستم تا مشکلاتش رو حل کنه و بیاد خواستگاری، امروز بعد از 15سال اومد، ولی همراه خانومش. خانوم ابلاغ تدریس توی مدرسهی من دستش بود.از صبح گوگوش توی سرم میخونه: داغ یک عشق قدیمو اومدی زنده کردی...
مردی که از عشقم میمرد و من وفادارانه 2سال منتظر نشستم تا مشکلاتش رو حل کنه و بیاد خواستگاری، امروز بعد از 15سال اومد، ولی همراه خانومش. خانوم ابلاغ تدریس توی مدرسهی من دستش بود.از صبح گوگوش توی سرم میخونه: داغ یک عشق قدیمو اومدی زنده کردی... ✍عمه پلاس Elf @weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗