اکس دوستم خیلییی اذیتش کرده بود ، دوستمم زنگ زده بود با گریه شدید جریانشو برام تعریف میکرد منم در این حین هی میگفتم الهی دستش قطع شه که این بلا هارو سرت آورده ، یه ساعت بعد دوستم زنگ زد، گفت تینا تورو خدا نفرینش نکن تو کارخونه دستشو با دستگاه خیلی بد بریده:)
اکس دوستم خیلییی اذیتش کرده بود ، دوستمم زنگ زده بود با گریه شدید جریانشو برام تعریف میکرد منم در این حین هی میگفتم الهی دستش قطع شه که این بلا هارو سرت آورده ، یه ساعت بعد دوستم زنگ زد، گفت تینا تورو خدا نفرینش نکن تو کارخونه دستشو با دستگاه خیلی بد بریده:) • تین • @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗