تو مراسم ختم یه حاج خانم نُقلی کنارم نشسته بود، گفت: "ننه میشه یه چای برام بیاری؟" وقتی آوردم گفت: "ننه ایشالا بمیری وقتی گذاشتنت تو اون قبر سیاه و تاریک، این محبتت چراغ قبرت باشه" :)))
تو مراسم ختم یه حاج خانم نُقلی کنارم نشسته بود، گفت: "ننه میشه یه چای برام بیاری؟" وقتی آوردم گفت: "ننه ایشالا بمیری وقتی گذاشتنت تو اون قبر سیاه و تاریک، این محبتت چراغ قبرت باشه" :))) 》نیره نوری《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗