امروز ماشینو یه جا زیر یه درخت پارک کرده بودم. یه اقایی که گویا اونجا ماشینشو میگذاشت اومده بود از جلو چسبونده بود ماشینشو به ماشین من کاملا و وایساده بود اونجا تا من بیام و باهاش دعوا کنم. کاملا از شیوه نگاهش به من مشخص بود منتظره یه چیزی بگم تا دعوا کنه.
امروز ماشینو یه جا زیر یه درخت پارک کرده بودم. یه اقایی که گویا اونجا ماشینشو میگذاشت اومده بود از جلو چسبونده بود ماشینشو به ماشین من کاملا و وایساده بود اونجا تا من بیام و باهاش دعوا کنم. کاملا از شیوه نگاهش به من مشخص بود منتظره یه چیزی بگم تا دعوا کنه. یه لبخند بهش زدم و رفتم • ادایی • @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗