تا نشستم تو ماشین، راننده شروع کرد به زنگ زدن و فیلم بازی کردن که پول بیمارستان مادرم رو باید تا دو ساعت دیگه جور کنم وگرنه می‌ میره.

KAFIHAneutral2026-09-07 12:54:02 UTC
AdYour ad here[email protected]

تا نشستم تو ماشین، راننده شروع کرد به زنگ زدن و فیلم بازی کردن که پول بیمارستان مادرم رو باید تا دو ساعت دیگه جور کنم وگرنه می‌ میره. منم همون دقیقه اول که با این فیلم تکراری مواجه شدم، زنگ زدم به مامانم و تا مقصد حرف زدم که فرصت پیدا نکنه من رو تو فیلم ببره. 💬اگنس‌گِرِی 1991 @kafiha

Read the full story at kafiha ↗
AdYour ad here[email protected]