انقدر حالم بده و نمیتونم پنهون و کنترلش کنم که تو خیابون پسر بهم تیکه انداخت و جای اینکه بهش فحش بدم تو صورتش نگا کردم اشکام ریخت، یه جوری پشماش ریخته بود هی میگفت خانم غلط کردم ببخشید برم برات اب بگیرم؟ :))
انقدر حالم بده و نمیتونم پنهون و کنترلش کنم که تو خیابون پسر بهم تیکه انداخت و جای اینکه بهش فحش بدم تو صورتش نگا کردم اشکام ریخت، یه جوری پشماش ریخته بود هی میگفت خانم غلط کردم ببخشید برم برات اب بگیرم؟ :)) • نصیحت گریز • @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗