یه آقای مسنی رو آمبولانس آورد بود.یه بخشی از سقف خونهش خراب شده و ریخته بود روی سرش. اینترن رو فرستادن ازش رضایتنامه بگیره. از مریض پرسید خودکار همراهتون نیست؟ پیرمرد یه کم نگاهش کرد، گفت من همیشه قبل از اینکه زیر آوار بمونم یه خودکار میذارم تو جیبم، ایندفعه یادم رفت :)))
یه آقای مسنی رو آمبولانس آورد بود.یه بخشی از سقف خونهش خراب شده و ریخته بود روی سرش. اینترن رو فرستادن ازش رضایتنامه بگیره. از مریض پرسید خودکار همراهتون نیست؟ پیرمرد یه کم نگاهش کرد، گفت من همیشه قبل از اینکه زیر آوار بمونم یه خودکار میذارم تو جیبم، ایندفعه یادم رفت :))) ✍ ساراو Elf @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗