یه روز یه مشتری آذری زبان با زن و بچه ش اومد رستوران، یهو پاشد اومد پیش من با صدای بلند گفت:
یه روز یه مشتری آذری زبان با زن و بچه ش اومد رستوران، یهو پاشد اومد پیش من با صدای بلند گفت: خجالت نمی کشین؟! طرف با کرست پا شده اومده رستوران جلوی زن و بچه ی من چی؟ با کرست؟! تو رستوران دو ساعت باهاش حرف زدیم رمزگشایی کردیم فهمیدیم به شلوارک میگه کرست 》н.σ.ѕ.є.ι.η《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗