صبح تو راه آهن بودم که اتفاق عجیبی توجهم رو جلب کرد؛
صبح تو راه آهن بودم که اتفاق عجیبی توجهم رو جلب کرد؛ ۲تا بچه که ظاهراً برادر بودن، دنبال جیببُری از مسافرها بودن. یکی از بچه ها با گرفتن پای پیر مردها حواسشون رو پرت میکرد و همون لحظه، برادرش سعی میکرد جیبشون رو بزنه. 😐 Elf @weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗