کاش هنوزم میتونستم وقتی مهمون میاد که دوسش ندارم برم تو اتاقم و بیرون نیام
کاش هنوزم میتونستم وقتی مهمون میاد که دوسش ندارم برم تو اتاقم و بیرون نیام کاش هنوزم میتونستم به کسایی که دوسشون ندارم وسایلمو ندم کاش هنوزم میتونستم خیلی تخس و خیره به کسایی که دوسشون ندارم زل بزنم و سلام احوالپرسی نکنم واقعا لازم بود با گذر زمان و ورود به دنیای بزرگسالی اینهمه نقاب بزنیم؟ و روابط انسانیمون رو از اینی که هست واسه خودمون پیچیده تر کنیم؟
Read the full story at kafiha ↗