سال ۲۰۰۸ بود که ایسلند یکشبه روی هوا رفت. سه تا از بزرگترین بانکهای کشور ورشکست شدند، پول ملی سقوط کرد و مردم مانده بودند با قسطهایی که سر به فلک کشیده بود. در این اوضاع و احوال، سیاستمدارها مثل همیشه با کتوشلوارهای اتوکشیده جلوی دوربین میآمدند، اصطلاحات پیچیده مالی تحویل مردم میدادند و قول
سال ۲۰۰۸ بود که ایسلند یکشبه روی هوا رفت. سه تا از بزرگترین بانکهای کشور ورشکست شدند، پول ملی سقوط کرد و مردم مانده بودند با قسطهایی که سر به فلک کشیده بود. در این اوضاع و احوال، سیاستمدارها مثل همیشه با کتوشلوارهای اتوکشیده جلوی دوربین میآمدند، اصطلاحات پیچیده مالی تحویل مردم میدادند و قول میدادند که «اوضاع تحت کنترل است». اما حقیقت این بود که مردم دیگر از این قیافههای حقبهجانب و دروغهای شیک خسته شده بودند. درست وسط همین بیچارگی و ناامیدی، سروکلهی مردی پیدا شد به اسم «یون گنار»…
Read the full story at namayandeh3oma ↗