گربهی تو حیاط هی میومد روی ایوون و مامانم دعواش میکرد که نشین اینجا، مامانم نبود دیدم بابام از پنجره داره به گربههه آروم میگه برو، برو نشین اینجا الان میاد دعوات میکنه :)))))))
گربهی تو حیاط هی میومد روی ایوون و مامانم دعواش میکرد که نشین اینجا، مامانم نبود دیدم بابام از پنجره داره به گربههه آروم میگه برو، برو نشین اینجا الان میاد دعوات میکنه :))))))) 》لارای همیشه ناراضی《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗