کارمند از ارباب رجوع پرسید:
کارمند از ارباب رجوع پرسید: کارت چیه؟ +بنایی کارمندای اون اتاق پکیدن از خنده بعدش گفت: منظورم اینه که اینجا کارت چیه بنا با خجالت کارش حل شد، رفت. واسه منم همون سوالو پرسید عمدا همونجوری جواب دادم. دوباره خندیدن. گفتم: پدر و مادر که بالاسرت نبودن این شدی دعوا شدو اومدم تا بعد عید😐 》Ali《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗