حالم كه خوب نيست سالاد درست مىكنم.
حالم كه خوب نيست سالاد درست مىكنم. با چاقو و رنده از هويج و فلفل و اسفناج و پیازچه انتقام مىگیرم. ليمو و روغنزيتون زياد يعنى فكر و خيالِ انبوه. مثل منحرفهاى پارهوقت در سكوت زل میزنم به آميزش سبزيجات. كاهوها زير سنگینی روغن به هم مىچسبن؛ مثل تَنهای چاق عرقکردهی روغنمالیدهی كنار ساحل در بعد از ظهر یک روز تعطيل. صداى موزیک رو زياد مىكنم و روی سالاد كنجد مىريزم. منظرهی خوشرنگ و چشمنوازى شده. حالم كه خوب نيست با لجبازى مناظر زيبا مىسازم. بايد از چیزی انتقام بگیرم. 👤آنالی اکبری…
Read the full story at sirnews2 ↗