خانمی بچه به بغل رسید به ما و هراسان پرسید یک پسربچهی کوچک ندیدید؟
خانمی بچه به بغل رسید به ما و هراسان پرسید یک پسربچهی کوچک ندیدید؟ من دیده بودمش. کوله به دوش و خونسرد از کنارمون رد شد، فکر کردم تا اتفاقی نیفتاده بدوم دنبالش، رسیدم بهش. نگو مادر به آقا گفتند چرا اتاقت رو جمع نکردی؟ ایشون هم قهر کرده و کوله رو جمع کرده بره خونه عموش😂 》MerAZ《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗