🔴 تو تهران ی سارق که تو حبس بوده تو زندان با ی زندانی دیگه دوست میشه، بعد شروع میکنه به گفتن خاطراتش میگه یادش بخیر 20 سال پیش به ی پسربچه تجاوز کردم و کشتمش و انداختمش تو چاه و هیچ کس هم نفهمید، اینم تمام مشخصات اون بچه رو از زیر زبونش میکشه، بعد از زندان که مرخصی میگیره، میره خانواده اون پسر بچه
🔴 تو تهران ی سارق که تو حبس بوده تو زندان با ی زندانی دیگه دوست میشه، بعد شروع میکنه به گفتن خاطراتش میگه یادش بخیر 20 سال پیش به ی پسربچه تجاوز کردم و کشتمش و انداختمش تو چاه و هیچ کس هم نفهمید، اینم تمام مشخصات اون بچه رو از زیر زبونش میکشه، بعد از زندان که مرخصی میگیره، میره خانواده اون پسر بچه رو پیدا میکنه و میگه یه شیرینی بهم بدید تا بگم قاتل بچتون که 20 سال پیش به بچتون تعرض کرد کی بوده، خانواده بچهه پولو بش میدن و اونم طرفو لو میده و بعد از طی مراحل قانونی دیروز اون متجاوز اعدام…
Read the full story at sedayeir ↗