نشسته بودم تا نوبتم بشه برای سونوگرافی
نشسته بودم تا نوبتم بشه برای سونوگرافی یک خانم باردار با چشم گریان امد بیرون همون لحظه تو دلم گفتم حتماً دکتر بیماری بد و خطرناکی تو سونو دیده حتماً بچش مشکل داشته خدایا همه مریضا رو شفا بده😔 تا این که نشست به مادرش تماس گرفت و گفت:مامان دشمن شاد شدم بچم دختره😐 ✍مَستور Hani @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗