مرا با دیوانگیهایم به خاطر بیاور،
مرا با دیوانگیهایم به خاطر بیاور، با همین جملههای کوتاهِ بیهمهچیز. ترجیح میدهم از دور مرا ببینی و دادبزنی: «هی!...سلام دیوانه». من لذت میبرم که در دنیای تو یک دیوانه باشم، ولی در دنیای تو باشم. در دنیای تو باشم ولی دنیای تو نباشم. دنیای من ساعت و تقویم ندارد. تاریخ تولدم چیزی نیست که در شناسنامهام نوشته شده. من هیچ قرار و مدار امضا شدهای را قبول ندارم. قرار چیزیست که همین الان اتفاق میافتد، مثلا الان فصل، پاییز است، ماه، مهر و ما در یک کافه خیابانی در پاریس نشستهایم، سرجیو رجیانی…
Read the full story at sirnews2 ↗