صبح خوابم میومد سر راه اتفاقی یه کافه دیدم و رفتم یه اسپرسو بگیرم.
صبح خوابم میومد سر راه اتفاقی یه کافه دیدم و رفتم یه اسپرسو بگیرم. به فروشنده گفتم: بی زحمت یه کیسه هم بدید گفت: منظورتون بَگه؟ گفتم: قهوه هم بیرون بر باشه گفت: منظورت تیک اِویه؟ گفتم: خانم ول کن تو رو خدا نیویورکه مگه؟ این قهوه من رو بده زودتر برم. گفت: منظورت کافیه؟ 💬 holy_katsomuto Silverfox @Kafiha
Read the full story at kafiha ↗