از عروسی داداشم براتون بگم

OFFICIALPERSIATWITERneutral2026-09-28 20:34:01 UTC
AdYour ad here[email protected]

از عروسی داداشم براتون بگم آخر شب عروس داماد اومدن خونه بابام وقتی همه رفتن لنگه کفش بابام گم شد عصبی شده بود که چی شد یهو تمام حیاطو گشتیم نبود که نبود رفتیم خونه مادر عروس عروس داماد اومدن از پله ها برن بالا بمن گفتن دامن عروسو بگیر راحت بره بالا دامنو بلند کردم، بله چی بود اون زیر؟؟ لنگه کفش بابام😄😄 آخر نفهمیدم چجوری اونجا گیر کرده بوده ...😄 》Melodi《 @OfficialPersiaTwiter

Read the full story at officialpersiatwiter ↗
AdYour ad here[email protected]