رفیقم میگفت امروز داییم زنگ زده به مامانبزرگم که حاضر باش میایم دنبالت بریم آسایشگاه ببینیم، با کلی ذوق و شوق سوار میشه، دایی ازش میپرسه چرا اینقد خوشحالی اخه مامان؟ میگه اخه از بعد فوت بابات دیگه کسی منو نبرد ارایشگاه، پشت تلفن اشتباه شنیده بود،

LASHNEWSORGneutral2026-09-28 20:45:26 UTC
AdYour ad here[email protected]

رفیقم میگفت امروز داییم زنگ زده به مامانبزرگم که حاضر باش میایم دنبالت بریم آسایشگاه ببینیم، با کلی ذوق و شوق سوار میشه، دایی ازش میپرسه چرا اینقد خوشحالی اخه مامان؟ میگه اخه از بعد فوت بابات دیگه کسی منو نبرد ارایشگاه، پشت تلفن اشتباه شنیده بود، دایی هم بغض میکنه میبرتش ارایشگاه ✍Samin Sogand @LASHNewsorg ♟

Read the full story at lashnewsorg ↗
AdYour ad here[email protected]