از بیمارستان اومدم بیرون و سلانهسلانه سمت ماشین میرفتم. یهو چشمم به یه خانوم افتاد که با شتاب سمتم میدوه و اشاره میکنه صبر کنم. گارد گرفتم که اگه قصد آسیب زدن داره غافلگیر نشم. رسید بهم، نفسنفسزنان گفت: عزیزم موهاتو کجا رنگ کردی؟ :))))
از بیمارستان اومدم بیرون و سلانهسلانه سمت ماشین میرفتم. یهو چشمم به یه خانوم افتاد که با شتاب سمتم میدوه و اشاره میکنه صبر کنم. گارد گرفتم که اگه قصد آسیب زدن داره غافلگیر نشم. رسید بهم، نفسنفسزنان گفت: عزیزم موهاتو کجا رنگ کردی؟ :)))) خدا برات نسازه، ریدم به خودم زن :)))) 》Biisibeh《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗