رفته بودم بیرون اکسمو دیدم
رفته بودم بیرون اکسمو دیدم سلام و احوال پرسی کردم گفتم همیشه این تایم اینجایی خبریه؟ گفت: ماه هاست منتظرم تورو ببینم بگم بیا از اول شروع کنیم من قصدم زندگیه تو دچار توهمی به جان مادرم کسی تو زندگیم نیست یه فرصت بده یهو همون لحظه دوست دخترش اومد گفت ببخش رضا جان معطل شدی😁 دیوثای زرنگ 》محبوب《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗