تو سوپرمارکت، آقایی همراه دختر چهار پنج ساله‌اش وارد شد، دختر بسیار نازی بود، فروشنده توجه دختر رو به خودش جلب کرد و سپس یک شکلات به او داد! دختر نمی‌گرفت، پدرش گفت بهش گفتیم تحت هیچ شرایطی از غریبه‌ها چیزی نگیره! اصرار نکنید؛ فروشنده گفت پس خودتون بهش بگید بگیره، پدر گفت نه اینطوری نقض حرف خودم میش

OFFICIALPERSIATWITERneutral2026-09-30 11:13:04 UTC
AdYour ad here[email protected]

تو سوپرمارکت، آقایی همراه دختر چهار پنج ساله‌اش وارد شد، دختر بسیار نازی بود، فروشنده توجه دختر رو به خودش جلب کرد و سپس یک شکلات به او داد! دختر نمی‌گرفت، پدرش گفت بهش گفتیم تحت هیچ شرایطی از غریبه‌ها چیزی نگیره! اصرار نکنید؛ فروشنده گفت پس خودتون بهش بگید بگیره، پدر گفت نه اینطوری نقض حرف خودم میشه و ذهنش بهم می‌ریزه که چی شد که قانون رو شکستم! فروشنده گفت اشکالی نداره، خودتون بگیرید بهش بدید، پدر گفت شرمنده چون الآن کاملاً حواسش هست الگو دهی منفی میشه که چرا پدرم از غریبه‌ها چیزی گرفت!…

Read the full story at officialpersiatwiter ↗
AdYour ad here[email protected]