بچگی مامان بابام برای تولدم یه نیمست نسبتاً سنگین طلا بهم کادو دادن. منم تا همین سن توی تمام نداریهای زندگیم روی این طلاها حساب باز کرده بودم:
بچگی مامان بابام برای تولدم یه نیمست نسبتاً سنگین طلا بهم کادو دادن. منم تا همین سن توی تمام نداریهای زندگیم روی این طلاها حساب باز کرده بودم: گوشی؟ نیمستو میفروشم. لپتاپ؟ نیمست. هرچی؟ نیمست. تا اینکه یه روز گفتن نگین، ما اون موقع گفتیم طلاست که ذوق کنی. ✍روانی استثنایی Hani @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗