ترم ۲ بودم؛ یه پسر بود خوشمون میومد از هم، امتحان آخر ترم بدون مقدمه گفت: خیلی حواسم بهت هست تو پُر شر و شوری، من درونگرام، باهم نمیتونیم ...
ترم ۲ بودم؛ یه پسر بود خوشمون میومد از هم، امتحان آخر ترم بدون مقدمه گفت: خیلی حواسم بهت هست تو پُر شر و شوری، من درونگرام، باهم نمیتونیم ... رفت ... نذاشت حرفی بزنم؛ الان بعد ۳ سال اتفاقی تو مهمونی دیدمش گفت: چقدر ساکت شدی! یاد ۳ سال پیش افتادم، گفتم تو نذاشتی چیزی بگم، ولی میخواستم بگم عشق آدمو عوض میکنه ... Phoebe @Sirnews2
Read the full story at sirnews2 ↗