وسط شلوغی داروخانه، یه خانم مسنی داشت التماس میکرد به دکتر که: توروخدا بده بهم، درد دارم پول ندارم بعدا میارم! این موضوع ۱۰ دقیقه ادامه داشت و یه عده بهش اعتراض میکردن:برو کنار کار داریم و دکتر هم دیگه کارش رسیده بود به داد وبیداد که یکی بیاد اینو بندازه بیرون!
وسط شلوغی داروخانه، یه خانم مسنی داشت التماس میکرد به دکتر که: توروخدا بده بهم، درد دارم پول ندارم بعدا میارم! این موضوع ۱۰ دقیقه ادامه داشت و یه عده بهش اعتراض میکردن:برو کنار کار داریم و دکتر هم دیگه کارش رسیده بود به داد وبیداد که یکی بیاد اینو بندازه بیرون! رفتم جلو ازش پرسیدم داروی این خانم چیه؟ گفت: پماد واسه درد زانو.گفتم: قیمتش چنده؟ گفت: ۲۸۵ هزارتومن!!! گفتم:۲۸۵ هزارتومن دیگه؟! گفت: بله!! واسش خریدم از داروخانه که اومدم بیرون پیرزن تو کوچه نشسته بود و داشت با گریه پماد رو میزد به…
Read the full story at officialpersiatwiter ↗