مامانم میگفت بابا دلش سوخته، ۴کارتن کتاب از کتابفروشی عمو مجید(دوستِ بابام)که کارش کساد بوده و مغازهش رو جمع کرده، خریده. رفته یک کار خاص کنه، برداشته اهدا کرده به زندان.
مامانم میگفت بابا دلش سوخته، ۴کارتن کتاب از کتابفروشی عمو مجید(دوستِ بابام)که کارش کساد بوده و مغازهش رو جمع کرده، خریده. رفته یک کار خاص کنه، برداشته اهدا کرده به زندان. چند روز بعد زنگ زدن کتابا مناسب نیست بره پس بگیره. گفتم: توش چی بوده؟ گفت: اسکارلت، جین ایر، روانشناسی زناشویی :)) 》S_H_i_N《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗