از سرِ کار که برمیگشتم، بارون میومد، سوار ماشین شدم. در رو چند بار بستم تا کاملا بسته شد. راننده گفت خانم دکتر عسل محلی هم داریم. بیارم؟ گفتم بیار. موقع پیاده شدن، رفتم محکم در رو ببندم که بسته بشه، شترق در بسته شد. راننده شیشه رو داد پایین گفت خانم دکتر دم‌نوش کوهی آرامبخش هم داریم، اونم میارم:))

OFFICIALPERSIATWITERneutral2026-10-04 12:53:04 UTC
AdYour ad here[email protected]

از سرِ کار که برمیگشتم، بارون میومد، سوار ماشین شدم. در رو چند بار بستم تا کاملا بسته شد. راننده گفت خانم دکتر عسل محلی هم داریم. بیارم؟ گفتم بیار. موقع پیاده شدن، رفتم محکم در رو ببندم که بسته بشه، شترق در بسته شد. راننده شیشه رو داد پایین گفت خانم دکتر دم‌نوش کوهی آرامبخش هم داریم، اونم میارم:)) 》S_H_i_N《 @OfficialPersiaTwiter

Read the full story at officialpersiatwiter ↗
AdYour ad here[email protected]