وقتی مادربزرگم سرطان پستان داشت مجبور شدن یکی از پستانها رو کامل تخلیه کنن و خودش گفت ترجیح میده اون یکی بمونه و پروتز بذاره توی سوتینش. حالا که آلزایمر گرفته یه شبایی از خواب می پره میشینه سر تخت میگه اون یکیش کو؟ پاشم برم دنبالش :((((
وقتی مادربزرگم سرطان پستان داشت مجبور شدن یکی از پستانها رو کامل تخلیه کنن و خودش گفت ترجیح میده اون یکی بمونه و پروتز بذاره توی سوتینش. حالا که آلزایمر گرفته یه شبایی از خواب می پره میشینه سر تخت میگه اون یکیش کو؟ پاشم برم دنبالش :(((( 》ناحَ《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗