قدیما هی فکر می‌کردم چرا این پیرمردا هی از خودشون سر صدا درمیارن؟

OFFICIALPERSIATWITERneutral2026-10-11 20:58:01 UTC
AdYour ad here[email protected]

قدیما هی فکر می‌کردم چرا این پیرمردا هی از خودشون سر صدا درمیارن؟ نشسته، یهو میگه «هعی... پوووففف» داره چایی میخوره یهو به افق خیره میشه میگه: «عه‌عه‌عه... عی‌که‌هی...» نشسته رو مبل یهو میگه «اووووه‍ ه‍ ه‍» الان که خودم به کهنسالی نزدیک میشم، می‌فهمم بخشی از مغز همیشه در حال جنگیدنه با خاطرات، با زخمها، با دلتنگی‌ها، با پشیمانی‌ها، با دردهای روح و جسم و دیگه اونقدر جنگ فرسایشی شده، توان درون‌ریزی‌ش تموم شده یهو با یه تلنگر کوچیک صدا میده، مثل شکستن قولنج روح آاااه میشه، واااای میشه، پووووفففف…

Read the full story at officialpersiatwiter ↗
AdYour ad here[email protected]