عجیب ترین پرونده ها توی تهران یه زنی ماشینی که شوهرش براش خريده بود رو فروخته بود و پولش رو داده بود به دوست پسرش تا باهاش برای خودش مغازه رهن کنه شوهرشم فهمیده بود و رفته بود ازش شکایت کرده بود. زنم گفته بود حالا که ازم شکایت کردی منم مهريمو میزارم اجرا
عجیب ترین پرونده ها توی تهران یه زنی ماشینی که شوهرش براش خريده بود رو فروخته بود و پولش رو داده بود به دوست پسرش تا باهاش برای خودش مغازه رهن کنه شوهرشم فهمیده بود و رفته بود ازش شکایت کرده بود. زنم گفته بود حالا که ازم شکایت کردی منم مهريمو میزارم اجرا یعنی مرده توی یه شب هم زنشو از دست داد هم ماشینشو و هم به خاطر مهریه افتاد زندان Elf @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗