کتابخونهای که میرم یه خانوم ناشنوا میاد، مدتی بود ازش خوشم میومد، بخاطرش از یوتوب زبان اشاره یاد گرفتم و کلی تمرین کردم و رفتم حرف دلمو بهش زدم
کتابخونهای که میرم یه خانوم ناشنوا میاد، مدتی بود ازش خوشم میومد، بخاطرش از یوتوب زبان اشاره یاد گرفتم و کلی تمرین کردم و رفتم حرف دلمو بهش زدم با گوشهی لبش لبخندی زد و با اشاره یه چیزی گفت که من متوجه نشدم، چند بار تلاش کرد و اخرش دید نمیفهمم یه کاغذ اورد و روش نوشت گوه نخور. 》خلافکار《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗