مامانم داره برا خواهرم میگه که خواهرت به پستونکش خیلی وابسته بود از خودش جدا نمیکرد
مامانم داره برا خواهرم میگه که خواهرت به پستونکش خیلی وابسته بود از خودش جدا نمیکرد یه شب تو مسجد زن عمو از دهنش در اورد گفت بزرگ شده۳/۴سالشه پستونک میخواد چیکار و از پنجره پرت کرد بیرون فاطمه یه قطره اشک نریخت لج هم نکرد فقط بهش زل زد مادر جان بچت تخس بود وگرنه درونم زار زدم🚶🏼♀️🚬 *🌒leah/لـِـئـا* @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗