داییم دانشجو اصفهان بود، کت دامادی شوهر خالمو برمیداره با خودش میبره خوابگاه بعد که میاد میگه گم شده. یه مدت بعد شوهر خالم کتش رو تو یه عکسی تن دوست داییم میبینه.
داییم دانشجو اصفهان بود، کت دامادی شوهر خالمو برمیداره با خودش میبره خوابگاه بعد که میاد میگه گم شده. یه مدت بعد شوهر خالم کتش رو تو یه عکسی تن دوست داییم میبینه. دیگه داییم مجبور میشه اعتراف کنه کت رو با اتو مو طاق زده:)) 》شعر و ترانه عاشقانه《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗