وقتی دانشجو بودم، توی خونه یه قانون داشتیم. هر جا دعوت میشدم، با پدر و مادرم سر ساعت برگشتنم توافق میکردم. اسم و فامیل، آدرس و شماره تلفن میزبان رو روی کاغذ مینوشتم، میذاشتم توی پاکت، میبستمش و روی میز آشپزخونه میذاشتم. پشت پاکت هم ساعت توافقشده رو مینوشتم که اگه تا اون ساعت برنگشتم، بازش کن
وقتی دانشجو بودم، توی خونه یه قانون داشتیم. هر جا دعوت میشدم، با پدر و مادرم سر ساعت برگشتنم توافق میکردم. اسم و فامیل، آدرس و شماره تلفن میزبان رو روی کاغذ مینوشتم، میذاشتم توی پاکت، میبستمش و روی میز آشپزخونه میذاشتم. پشت پاکت هم ساعت توافقشده رو مینوشتم که اگه تا اون ساعت برنگشتم، بازش کنن و بدونن کجام. این قانون رو دوست داشتم. هیچ پاکتی هیچوقت باز نشد. 》Jinous《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗