دیروز رفتم از کمد داداشم یه هودی کش برم برا قرار با دوست پسرم ، یه لحظه دیدم یه چیز بنفشی زیر لباسا قایم شده ، درآوردم دیدم یه باکس شکلاته ، تا خواستم بازش کنم یکی بخورم ، دیدم داداشم بدو بدو اوومد نههههههه دست نمیزنی بهشا ، گفتم جلو بیای پرتش میکنم بشکنن ، یدونه میخورم میرم ، گفت دست نزن بخد
دیروز رفتم از کمد داداشم یه هودی کش برم برا قرار با دوست پسرم ، یه لحظه دیدم یه چیز بنفشی زیر لباسا قایم شده ، درآوردم دیدم یه باکس شکلاته ، تا خواستم بازش کنم یکی بخورم ، دیدم داداشم بدو بدو اوومد نههههههه دست نمیزنی بهشا ، گفتم جلو بیای پرتش میکنم بشکنن ، یدونه میخورم میرم ، گفت دست نزن بخدا همین الان یکی ام برا تو سفارش میدم فقط به اون دست نزن ، گفتم دروغ میگی الان این معلوم نیس چند صد تومن پولشه نمیخری دروغ میگی ؛ گفت نه بخدا قیمتاش خیلی پایینه ایناهاش بیا از اینجا الان برات سفارش میدم…
Read the full story at sexologyeh ↗