مامانبابام بعد ازدواج بهخاطر شغل بابا رفتهبودن یه شهر دیگه؛ یهبار که عمهام پیششون موندهبوده بابامو دعوا میکنه که چرا وقتی کلهی سحر میخواهی بری سرکار، جای اینکه خودت صبحانه بخوری و چایی برای زنت هم دم کنی، منتظری اون پاشه بهت صبحانه بده؟!
مامانبابام بعد ازدواج بهخاطر شغل بابا رفتهبودن یه شهر دیگه؛ یهبار که عمهام پیششون موندهبوده بابامو دعوا میکنه که چرا وقتی کلهی سحر میخواهی بری سرکار، جای اینکه خودت صبحانه بخوری و چایی برای زنت هم دم کنی، منتظری اون پاشه بهت صبحانه بده؟! 》کروکودیس《 @OfficialPersiaTwiter
Read the full story at officialpersiatwiter ↗