عاقبت خودبزرگبینی
عاقبت خودبزرگبینی 🔹«بزنطی» که از محدثان بزرگ زمان خود بود، نقل میکند که روزی امام رضا(ع) مرکب خصوصی خود را برای من فرستادند تا به دیدار ایشان بروم. من سوار شدم و به محضر امام رسیدم. آن شب تا دیروقت در خدمت ایشان بودم و از علم و دانش امام بهرهمند شدم و سوالاتم را پرسیدم. 🔹شب به نیمه رسید و من در دل خود فکر کردم که وقت رفتن است، اما امام(ع) به من فرمودند: «ظاهراً دیر وقت است و رفتن به شهر برایت سخت است؛ امشب را همینجا بمان.» من با خوشحالی پذیرفتم. سپس امام شخصاً برخاستند و بستری برای من پهن…
Read the full story at farsna ↗