#روایت_شب
#روایت_شب روزی یک معلم در کلاس ریاضی شروع به نوشتن بر روی تختهسیاه کرد : ۱×۹=۱۰ ۲×۹=۱۸ ۳×۹=۲۷ ۴×۹=۳۶ ۵×۹=۴۵ ۶×۹=۵۴ وقتی کارش تمام شد به دانشآموزان نگاه کرد آنها دیگر نتوانستند جلوی خود را بگیرند و شروع به خندیدن کردند معلم پاسخ داد : من میدانم که چرا میخندید اما باید بگویم که معادله اول را عمدا اشتباه نوشتم تا درسی بسیار مهم به شما بدهم همانطور که میبینید من 5 معادله را درست نوشتم اما شما به آنها هیچ اهمیتی ندادید همه شما فقط به خاطر آن یک اشتباه به من خندیدید و من را قضاوت کردید دنیا…
Read the full story at kirimohems ↗