دوران دانشجویی، آبدارچی بخشمون مردی بود با دو سه تا بچه کوچیک که ازظاهرش تنگدستی و نداری میبارید
دوران دانشجویی، آبدارچی بخشمون مردی بود با دو سه تا بچه کوچیک که ازظاهرش تنگدستی و نداری میبارید چون من همه غذاهای سلف رو دوست نداشتم، گاهی از سر خیرخواهی ژتون غذایی رو که خریده بودم میدادم به این بابا تا برای خودش غذا بگیره بعداز مدتی دیدم بععله طرف به خودش گرفته، فکر میکنه من ازش خوشم میاد و تصمیم گرفته که نقش دوست پسرم رو بازی کنه و من به غلط کردن افتادم تا اوضاع درست شد مسلما با احترام با همه رفتار کنیم ولی ظرفیت محبت و گرم گرفتن رو همه ندارن ✍هاویشام Hani @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗