مردک چندسال پیش ازدواج کرده بود. زنش بخاطر اخلاق گندش فرار کرد رفت. نه اخلاق داره نه تحصیلات نه مال و منال یعنی هیییییچ پوووچ. هرجا میرفت خواستگاری عن حسابش نمیکردن. یه دختر غریبه بهش معرفی شد که ده سال ازش بزرگتره. ولی هم باکمالاته و محترمه،هم زیبا و هم خیلییییی پولدار،کلی التماسش کردن تا رضایت دا
مردک چندسال پیش ازدواج کرده بود. زنش بخاطر اخلاق گندش فرار کرد رفت. نه اخلاق داره نه تحصیلات نه مال و منال یعنی هیییییچ پوووچ. هرجا میرفت خواستگاری عن حسابش نمیکردن. یه دختر غریبه بهش معرفی شد که ده سال ازش بزرگتره. ولی هم باکمالاته و محترمه،هم زیبا و هم خیلییییی پولدار،کلی التماسش کردن تا رضایت داد. حالا که عقد کردن میره پیش همکاراش میگه من با یه پیرزن ازدواج کردم. خودم نمیخواستما بابام گفت بچسب به مالش! منم گول خوردم گرفتمش. مرتیکه احمق دوزاری پلشت! ✍صبح گل Hani @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗