از بچگی بهم گفتند مامان مریضه و کسی بهش اهمیت نمیده جز تو ، بزرگ شدم یبار اومدم تهران دو بار هم مرکز استان خودمون برای کار رفتم ، هر بار گفت مریضم برگرد ، دیر فهمیدم دروغ میگفته ، آخرین بار خودش رو انداخت زمین که دستش بشکنه من نرم شهر بزرگ تر برای کار
از بچگی بهم گفتند مامان مریضه و کسی بهش اهمیت نمیده جز تو ، بزرگ شدم یبار اومدم تهران دو بار هم مرکز استان خودمون برای کار رفتم ، هر بار گفت مریضم برگرد ، دیر فهمیدم دروغ میگفته ، آخرین بار خودش رو انداخت زمین که دستش بشکنه من نرم شهر بزرگ تر برای کار ✍Pariii Hani @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗