یکی از اطرافیان میره خواستگاری یه دختر خانومی که هم تحصیل کرده ، خانواده دار ، شاغل و از یه خانواده نسبتا پولدار. پدر این خانوم گاوداری دارن. حالا این پسر هم بیکار و با مدرک تحصیل دیپلم.
یکی از اطرافیان میره خواستگاری یه دختر خانومی که هم تحصیل کرده ، خانواده دار ، شاغل و از یه خانواده نسبتا پولدار. پدر این خانوم گاوداری دارن. حالا این پسر هم بیکار و با مدرک تحصیل دیپلم. بعد از چند بار خواستگاری پدر دختر قبول میکنه و تو جلسه به پسره میگه : شغلت چیه و چقدر درامد داری؟ میگه بیکارم و میام گاوداری خودتون کار میکنم. پدر دختره هم گفته دستتو بیار جلو ، اونم برده بعد گفته حالا دستتو مشت کن و گاز بده برو پی زندگیت ( چند بار قبلش محترمانه رد کرده بودن ولی پسره و خانواده ش ول کن نبودن )…
Read the full story at gilin_gilin ↗