دوست خانوادگی ما یه دختر جوونی داشت
دوست خانوادگی ما یه دختر جوونی داشت به اسم سارا که سالهاست مبتلا به ام اس بود سارا خواستگار پر و پا قرصی داشت که علی رغم مخالفت خانواده و دختر، سماجت کرد و با قول پذیرفتن بیماری با سارا ازدواج کرد. حالا یه دختر شش ساله دارن و بیماری سارا شدت گرفته و مرد خسته و ذله جلوی بچه بارها اعلام کرده ولتون میکنم میرم. یچه مرتب میپرسه بابا میخواد بره؟ اگه بره چیکار کنیم ؟ و جواب فقط گریه مادره. کاری به بد قولی مرد و ناتوانی زن ندارم. ای کاش پدر و مادر خوبی باشیم..... ✍گل نبات Hani @Weedlashya 🍁
Read the full story at weedlashya ↗