کتری به دست وسط راهروی بیمارستان وایستاده بودم، یه مریضو روی تخت آوردن که نصف تنش خونی بود ولی هشیار بود. منو اون وسط دید، گفت: آبجی یه چایی به ما میدی؟
کتری به دست وسط راهروی بیمارستان وایستاده بودم، یه مریضو روی تخت آوردن که نصف تنش خونی بود ولی هشیار بود. منو اون وسط دید، گفت: آبجی یه چایی به ما میدی؟ مرد حالا تو این وضعیت یه دو دیقه چایی نخور :)))) 💬 gandom72a Silverfox @Kafiha
Read the full story at kafiha ↗